در حال بارگذاری ...
  • در بیست و هشتمین جشنواره تئاتر استانی کردستان

    از پیشکسوتان تئاتر کردستان تجلیل شد

    تجلیل از پیشکسوتان تئاتر کردستان در بیست و هشتمین جشنواره تئاتر استانی کردستان.

    به گزارش تئاتر کردستان، در آیین پایانی بیست وهشتمین جشنواره ی تئاتر استانی کردستان از دو هنرمند پیشکسوت تئاتر استان آقایان توفیق ملکی و علیرضا حنیفی  به خاطر سال ها تلاش ارزشمند در حوزه ی آموزش و ارتقائ تئاتر استان تجلیل به عمل آمد.

    توفیق ملکی متولد 1335

    تخصص: بازیگر، کارگردان، نویسنده.

    بازی در نمایش”آرش“ به کارگردانی”خضرایی“؛ سنندج؛ 1354 بازی در نمایش”سفر سبز در سبز“ به کارگردانی”سهراب اعزاز“؛ سنندج، تهران، تالار سنگلج؛ 1355 بازی در نمایش”افسانه ترس“ به کارگردانی”سهم‌الدین شهبازی“؛ ساری(جشنواره تئاتر شهرستان‌ها)؛ 1354 بازی در نمایش”میخ برگرفته از سگ و بانوی ملوس چخوف“ به کارگردانی”محمد خلیلی“؛ سنندج؛ 1356 بازی در نمایش”همه عطرهای عربستان“ به کارگردانی”؟“؛ سنندج؛ 1358 نگارش و کارگردانی در نمایش”شتیله“؛ سنندج؛ 1357 بازی در نمایش”هرمز و کمان“ به کارگردانی”علیرضا حنیفی“؛ تهران، همدان، قروه؛ 1361 نگارش و کارگردانی نمایش”دختر آفتاب“؛ سنندج، شیراز؛ 1370 نگارش و کارگردانی نمایش”لوطی و عنترش“؛ تهران، جشنواره آئینی و سنتی؛ 1372 نگارش و کارگردانی نمایش”زن نان فروش“؛ سنندج؛ 1372 نگارش و کارگردانی نمایش”سفر مهربانو“؛ سنندج؛ 1375 کارگردانی نمایش”بیوه تنها“؛سنندج؛ 1376 کارگردانی نمایش”یادداشت شیرین“؛ همدان، جشنواره نمایش‌های کوتاه؛ جشنواره اندیشه؛ 1376 نگارش و کارگردانی نمایش”نفرین مادر“؛ سنندج؛ 1378
    آموزش بازیگری زیر نظر"بهروز غریب‌پور" و "قطب‌الدین صادقی" 

     

    علیرضا حنیفی  از زبان علیرضا حنیفی

    نخستین تجربه نفس کشیدن را در پنجمین روز بهاری سال 1337  سنندج داشتم . شماره شناسنامه ام را 71 زدند . که در اصل اهل شهرستان قروه هستم . ولی چون پدرم نظامی بود و محل خدمتش سنندج بود . من نیز به اجبار زمان و تقویم در این شهربا کوچه های پیچ در پیچش به دنیا آمدم .

    دوران ابتدایی را در مدرسه «آزاد پور » تا کلاس ششم ادامه دادم . شهری بدون امکانات . اما با دو سینما «سینما رئوف و سینما مبین» در آن. که جرقه های هنری را از همان سال های ابتدایی در من روشن کرد . چون پدرم یک شب در میان در یکی از سینماها مامور حفظ نظم بود . من راحتتر از دوستانم به سینما دسترسی داشتم. و دیدن فیلم های بزرگی در آن زمان کودکی ریشه های دریافت دیگر گونه را در من پروراند. ورود به دبیریتان «بو علی»و آشنایی با گروه  نمایش دبیرستان درسال 1349 امکان اولین بازی را برایم فراهم آوردو در نمایش « جنگ ها »و ایفای نقش یک پیرمرد و همان سال به من این امکان را داد تا به عنوان بازیگر توانمند در اردوی رامسر شرکت کنم . و همین اولین تشویق بود برای ماندگار در این دنیای هنری . در دو سال باقی مانده سیکل اول دبیرتان علاوه بر بازی در چند نمایش دیگر در کلاس نقاشی هم شرکت می کردم .

    در سال 1353 با ورود به دانشسرای هنر، و ادامه تحصیل در آنجا به صورت شبانه روزی به مدت چهار سال زمینه آشنایی مرا با رشته های دیگر هنری فراهم آورد از جمله درسهای اختصاصی که باید به عنوان واحد تحصیلی پاس  می کردم ،«نقاشی – موسیقی – چاپ سیلک – خوشنویسی- حرکات موزون (باله) عکاسی »بود.و درسهای تئوری شامل تاریخ هنر و ادبیات و روانشناسی عمومی و هنری بود .

    موسیقی ایرانی را زیر نظر مرحوم استاد حسن کامگار «پدر کامگار ها» و دکتر فخیمی و دکتر ریاحی گذراندم . و در همین سال ها یعنی تا سال 1357 – بازی در نمایشنامه آنجا که ماهی ها سنگ می شوند – نوشته استاد حکیم رابط – بام ها و زیر بام ها – استثنا و قاعده – چهار صندوق آقای بیضائی – و چند نمایش نامه دیگر با استادی آقای بابا شاهی در خانه فرهنگ (اداره فرهنگ و هنر سابق ) از جمله کار های عمده من بود .

    اجرای نمایش « سگی در خرمن جا – و نفس انتظار ،نوشته محسن یلفانی» راهی بود برای ورود ابوالفضل پور عرب به گروه نمایش ما در این سال ها در سنندج .

    بودن واحد درسی «فولکلور و مردم شناسی » در زمان تحصیل  در دانشسرای هنر ،فرصتی داد تا من به عقاید و نحوه نگرش مردم به زندگی را به شکل کلاسیک دریافتی داشته باشم . این واحد درسی بعداً در نمایشنامه های «کوسه باران – عروس برفی—آب ،ماهی ،درخت – چمچه گلن» تاثیر گذار بود.

    از سال 1357هم زمان با تدریس رشته  نقاشی و عکاسی در هنرستان های آموزش و پرورش شهرستان های قروه این بار به عنوان نویسنده و کارگردان به فعالیت های نمایشی خود سر و سامان دادم و...

     

     




    نظرات کاربران